لغت نامه دهخدا
خلم ناک. [ خ ِ ] ( ص مرکب ) دارای خلم. رجوع به خلم شود.
خلم ناک. [ خ ِ ] ( ص مرکب ) دارای خلم. رجوع به خلم شود.
دارای خلم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نخست، او تصمیم داشت تا زمستان را در بخارا سپری کند، اما بهخاطر ترسی که از ارتش روسیه حس میکرد، پس از پنج روز بخارا را ترک نموده و به کاروانی ملحق شد که با عبور از بلخ، خلم و بامیان، به تاریخ ۶ ژانویه ۱۸۲۲ به کابل رسید.
💡 دو جوی روان از دهانش ز خلم دو خرمن زده بر دو چشمش ز خیم
💡 کفر جهلست و قضای کفر علم هر دو کی یک باشد آخر حلم و خلم
💡 خراج قیصر روم است و سر گزیت خلم بهای بندگی دلهرا ابا چیپال
💡 اولین راهپیمایی مرگ در ۱ دسامبر ۱۹۳۹ از شهر خلم، لهستان آغاز شد. در این راهپیمایی مرگ حدود دو هزار مرد یهودی از خلم و حدود دو هزار مرد یهودی از خروبیشوو شرکت داشتند. بیشتر آنها به قتل رسیدند.
💡 رود خلم در مسیرش و قبل از اینکه به اکسس برسد تماماً صرف آبیاری میشود. در سال ۱۸۹۶ کین نوشت دست اندازی بیابانهای حومه شهر باعث میشوند رود خلم در حالیکه از تپههای کارا کوه میگذرد دیگر به اکسس نرسد.