خلف بن مسلم بن عوسجه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خلف بن مسلم بن عوسجه یکی از نوجوانان شهید در کربلا است.
برخی منابع از او به عنوان پسر مسلم بن عوسجه تعبیر کرده و نامش را نگفته اند. ولی برخی از معاصرین، وی را خلف و جمعی دیگر عبدالله نامیده اند. شیخ عباس قمی(ره) درباره جوان شهیدی که ناظر شهادت پدر در کربلا بوده ولی نام او در تاریخ درج نگردیده می گوید: به احتمال، او فرزند مسلم بن عوسجه است.
شهادت خلف
خلف، فرزند مسلم بن عوسجه در روز عاشورا دوازده سال داشت. هنگام شهادت پدر تصمیم گرفت با دشمن مبارزه کند؛ ولی امام حسین علیه السلام او را از رفتن به میدان بازداشت. مادرش، وی را ترغیب کرد و گفت: ای پسر! اگر به جنگ نروی هرگز از تو خشنود نمی شوم. پس از این سخن، خلف وارد معرکه شد و با نوای بشارت مادر بر سیراب شدن از دست ساقی کوثر شجاعانه جنگید. بیست و به قولی سی تن را به هلاکت رساند و سرانجام به فیض شهادت نایل گشت. سر بریده اش را نزد مادر انداختند. او به سر بریده می نگریست و به آن، آفرین می گفت.
[ویکی شیعه] خَلَف بن مُسْلِمِ بنِ عَوْسَجِه از نوجوانان شهید در واقعه کربلا است. وی روز عاشورا پس از شهادت پدرش، به تشویق مادرش به میدان رفت و به شهادت رسید.
برخی منابع از او به عنوان پسر مسلم بن عوسجه تعبیر کرده و نامش را نگفته اند. ولی برخی از معاصرین، وی را خلف و جمعی دیگر عبدالله نامیده اند. شیخ عباس قمی درباره جوان شهیدی که ناظر شهادت پدر در کربلا بوده ولی نام او در تاریخ درج نگردیده می گوید: به احتمال، او فرزند مسلم بن عوسجه است.
خلف، فرزند مسلم بن عوسجه در روز عاشورا دوازده سال داشت. هنگام شهادت پدر تصمیم گرفت با دشمن مبارزه کند؛ ولی امام حسین علیه السلام او را از رفتن به میدان بازداشت. مادرش، وی را ترغیب کرد و گفت: ای پسر! اگر به جنگ نروی هرگز از تو خشنود نمی شوم. پس از این سخن، خلف وارد معرکه شد و با نوای بشارت مادر بر سیراب شدن از دست ساقی کوثر شجاعانه جنگید. بیست و به قولی سی تن را کشت و سرانجام به شهادت رسید. سرش را نزد مادر انداختند. او به سر بریده می نگریست و به آن آفرین می گفت.

جمله سازی با خلف بن مسلم بن عوسجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنگامی که حسین در شب عاشورا اجازه انصراف اصحاب را داد و گفت: من بیعت خود را از همه شما برداشتم راه بیابان را پیش گیرید و به خانه و دیار خود بازگردید. مسلم بن عوسجه از جای برخاست و گفت:

💡 ((مسلم بن عوسجه )) تيرى را در كمان مى نهد... تا اين كه ابرص - آن خود فروخته بهشيطان - را مورد هدف قرار دهد ولى در آخرين لحظه حسين وساطت مى كند و مى گويد:

💡 از كتب مقاتل استفاده مى شود كه امام حسين (عليه السلام ) اين آيه را بر كنار جنازه شهيدانديگرى همچون (مسلم بن عوسجه ) و به هنگامى كه خبر شهادت (عبد الله بن يقطر)به او رسيد نيز تلاوت فرمود.

💡 سرانجام مسلم بن عوسجه از او بيعت تواءم با پيمان هاى محكم گرفت و پس ‍ از چند روز،او را نزد مسلم بن عقيل برد و ضمن بيعت با مسلم بنعقيل پول را به او داد.

💡 2- مسلم بن عوسجه اسرى، را فرمانده تيپى از اسد و مذحج قرار داد وفرمود: ميان آنان رفته، رهبرى آنان را به عهده بگير.

💡 لبها و دستهاى حبيب از هجوم غصه مى لرزد؛ آنچنان كه بسته رنگ از دستش به زمين مىافتد. رازش را به مسلم بن عوسجه كه مى تواند بگويد؛ شايد بيان اين راز التيامىبراى دل هر دو باشد. سر به گوش ‍ مسلم مى برد و بغض آلوده نجوا مى كند:

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز