خطیب عراقی

لغت نامه دهخدا

خطیب عراقی. [ خ َ ب ِ ع ِ ] ( اِخ ) رجوع به ابواسحاق عراقی شود.

جمله سازی با خطیب عراقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۲۰۱۴ میلادی، وقتی داعش شهر عراقی موصل را تسخیر کرد، این گروه قوانین جدیدی را برای مدارس آن جا صادر کرد، از جمله اینکه یکی از آنان ممنوعیت تدریس فرگشت بود.

💡 بانک صنعت عراق (به عربی: المصرف الصناعي العراقي) یک بانک صنعتی عراقی است که دفتر مرکزی آن در بغداد می‌باشد.

💡 تا عراقی لنگر من شد در این دریای ژرف کشتی سیر مرا شد بادبان انداخته

💡 ز همرهی عراقی ز راه واماندم ز لطف بر در خویشم رهی نما ای دوست

💡 فیلم، داستان فرشته و منوچهر است که به هنگام بازگشت از ماه عسل متوجه حمله نیروهای عراقی به ایران شده و زندگی عاشقانه‌شان دستخوش تغییراتی می‌شود و…

💡 نوای نغمه ی عشاق از اصفهان چه خوش آید مرا که میل عراقست و شاهدان عراقی