خضرا شدن
مترادفها
سبز شدن، سرسبز شدن
متضادها
خشک شدن
لغت نامه دهخدا
خضرا شدن. [ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سبز شدن. سبزه شدن:
آب چو نیل برکه اش میگون شد
صحرای سیمگونش خضرا شد.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
سبز شدن سبزه شدن
جمله سازی با خضرا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو آفتاب ز خاک درت شرف یابد بر آستان تو افتد ز طاق خضرا زین
💡 هر سال نه جوها را می پاک کند از گل تا آب روان گردد تا کشت شود خضرا
💡 عون تو سازد ز موم جوشن داود رای تو آرد ز دودگنبد خضرا
💡 دیو را شیشه سر بسته نتوان بند کرد هیچ دل در قبه خضرا نمی گیرد قرار
💡 زود به یغما رود، خلعت خضرای خاک در پی نیسان بود، خشکی آبان او
💡 دل ز خضرای این دمن برگیر بکن این جان و دل ز تن برگیر
💡 با رسیدن فصل بهار و بارش مداوم بارانهای پاییزی، تمام دشتهای وسیع و کوهپایهها به تدریج خضرا شدن و منظرهای بینظیر برای گردشگران خلق کردند.
💡 شاعر در اشعار خود از خضرا شدن زمین و شکوفایی گلها به عنوان نمادی از امید و بازگشت حیات پس از زمستانهای سخت و طولانی یاد کرده است.
💡 مدیریت منابع آب بسیار حیاتی است زیرا اگر بتوانیم زمینهای خشک را دوباره خضرا شدن و سرسبز کنیم، امنیت غذایی کشور به طور چشمگیری افزایش مییابد.