لغت نامه دهخدا
کثیف شدن. [ ک َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) انبوه شدن. ستبر شدن. غلیظ شدن. || چرکین و ناپاک و پژوین گشتن. ( ناظم الاطباء ).
کثیف شدن. [ ک َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) انبوه شدن. ستبر شدن. غلیظ شدن. || چرکین و ناپاک و پژوین گشتن. ( ناظم الاطباء ).
انبوه شدن. ستبر شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تامپون یکی از وسایل بهداشتی است که بانوان در زمان خونریزی قاعدگی برای جلوگیری از ریختن خون به خارج از بدن و جمعآوری آن جهت جلوگیری از آلوده شدن یا کثیف شدن لباسها از آن استفاده میکنند. تامپون با روش جذب خون به درون بافت اسفنجی و حفظ آن به مدت چندین ساعت عمل میکند.
💡 توربو سوینگ امکان بازیابی هوای گرم آشپزخانهها را فراهم ساخته است. برخلاف سایر فیلترهای معمول، فیلتر توربو سوینگ ذرات کوچکتر را با ایجاد مدل حرارتی کثیف استخراج مینماید. بر خلاف فیلترهای معمولی، توربو سوینگ میتواند ضرات ریزی را که مسئول کثیف شدن مبدل حرارتی هستند، جدا کند.