خشک نانک
مترادفها
نان خشک
متضادها
نان تازه
لغت نامه دهخدا
خشکنانک. [ خ ُ ن َ ] ( اِ مرکب ) خشکنانج. خشکنانه. رجوع به خشکنانج و خشکنانه شود: و چندان اطعمه غریب بر آن سماط بود که در حصر... نگنجد و در میان تلی عظیم از حلاوی و خشکنانک برهم ریخته بود چنانکه مرد ایستاده در پس آن نمی نمود. ( تجارب السلف ).
فرهنگ عمید
نانی که با آرد، روغن، و شکر تهیه می کردند و پس از پختن آن را خشک می کردند.
جمله سازی با خشک نانک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گورو نانک گفت که در آن مدت به بارگاه خدا برده شده بود و به او جامی داده شد تا بنوشد و گفته شد: «این جامی از یادِ نامِ خداست. آن را بنوش، من با تو هستم و به تو برکت میدهم و تو را میپرورم. هر کس تو را یاد کند من با او هستم. برو و با نام من شاد باش و به دیگران هم بیاموز که چنین کنند.»
💡 گورو نانک تعلیم میداد که تنها معبدی که مهم است، درون ما است.
💡 در سال ۱۹۱۲ امپراتوری منچو سقوط کرد، جمهوری تأسیس شد و جنگسالاران پایتخت را به نانکین منتقل کردند.
💡 سیکهای تهران در حوالی میدان بهارستان گورودواره ای به نام گورو نانک دارند.
💡 جناح نانکی (به ژاپنی: 南紀派)؛ به طرفداران توکوگاوا ایهموچی از خاندان کیشو توکوگاوا در مسئله جانشینی شوگون در دوره باکوماتسو گفته میشود. مسئله جانشینی شوگون این جناح در مقابل جناح هیتوتسوباشی که طرفدار توکوگاوا یوشینوبو از خاندان هیتوتسوباشی توکوگاوا بودند، قرار داشت.
💡 گفته میشود که این نشانواره بدست گورو نانک (۱۵ آوریل ۱۴۶۹–۲۲ سپتامبر ۱۵۳۹) ساخته شدهاست.