لغت نامه دهخدا
خشک بودن. [ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل تر بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || بی شیر بودن. در پستان شیر نداشتن. ( یادداشت بخط مؤلف ): همه گوسفندان از آن حی خشک بود. ( ترجمه طبری بلعمی ).
خشک بودن. [ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل تر بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || بی شیر بودن. در پستان شیر نداشتن. ( یادداشت بخط مؤلف ): همه گوسفندان از آن حی خشک بود. ( ترجمه طبری بلعمی ).
مقابل تر بودن یا بی شیر بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدن انسان دارای مقادیر زیادی آب و املاح هادی الکتریسیته میباشد و لذا دارای مقاومت نسبتاً کمی است. لیکن پوست بدن دارای مقاومت بیشتری است و از یک شخص به شخص دیگر متغیر است و شدیداً با شرایط پوست مثل خشک بودن یا مرطوب بودن تغییر میکند.
💡 این رقم خرما با کاشت پاجوش تکثیر میشود. بهعلت گرم و خشک بودن مناطقی که خرمای پیارم در آن کاشته میشود نسبت به سایر مناطق کشت خرما، درخت پیارم برای اینکه به باردهی و ثمردهی کامل برسد زمان بیشتری احتیاج دارد. پس از ثمردهی درخت در اواخر زمستان و اوایل بهار به مانند سایر ارقام خرما باید خوشههای درخت پیارم را گردهافشانی کنند.
💡 با توجه به گرم و خشک بودن آبوهوای منطقه، آب شیرین ذخیرهشده ارزش بالایی دارد و این چاهها محل ذخیره آب باران بودهاست.
💡 این دریاچهها یک سیستم هیدرولوژیکی را تشکیل میدهند که در بیابانهای زمین بی نظیر است. علیرغم خشک بودن شدید منطقه کماکان دارای آب بوده و حیات جانداران در آن ادامه دارد.
💡 در ۱۹۶۸ کنگره ایالت یاپ برای حفظ فرهنگ یاپ، «روز منطقه یاپ» را پایه گذاشت. روز یکم مارس انتخاب شد زیرا به خاطر خشک بودن این وقت سال، دلپذیرترین فصل بود. در مارس ۱۹۷۹ نام این روز به «روز یاپ» تغییر کرد.