خشک بور

لغت نامه دهخدا

خشک بور. [ خ ُ ] ( اِخ )دهی است از دهستان نشتا شهرستان شهسوار، واقع در 15هزارگزی جنوب خاوری شهسوار و یک هزارگزی جنوب شوسه شهسوار به چالوس. محصول آن برنج و شغل اهالی آنجا زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ). در کتاب استرآباد و مازندران رابینو قسمت انگلیسی این نام «خشک بر» آمده است. رجوع به خشک بر شود.

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان نشتا شهرستان شهسوار واقع در ۱۵ هزار گزی جنوب خاوری شهسوار و یک هزار گزی جنوب شوسه شهسوار به چالوس.

جمله سازی با خشک بور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم که برتر و خشک جهان فتاد امروز ز مطلع سخنم آفتاب مشهوری

💡 آنکه ابر از وی کند یاری طلب نک دهد جان در بیابان خشک لب

💡 در جنگ حلق و روی دلیران ز گرد و خوی چون سنگ خشک ماند و چون ابرتر شود

💡 از بارقه عشق تو در مزرعه عقل یکباره فرو سوخت همه خشک وتر من

💡 منت آب خضر نیست جوی بر سر ما طالع خشک لبی مانده به اسکندر ما

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز