لغت نامه دهخدا
خسرپوره. [ خ ُ س ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) برادرزن. ( ناظم الاطباء ).
خسرپوره. [ خ ُ س ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) برادرزن. ( ناظم الاطباء ).
برادر زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوایز پوره طلایی جوایزی هستند که برای برندگان این مراسم ساخته شدهاست.
💡 بلغور- بلغور پلو- حلیم - خوراکبامیه، خوراک کدوچه بانان برنجی، خوراک سیب و کدوچه، پوره عدس، دوغ گرم، سوپ ذرت، کباب نارنجکی، قاتقاب، پولانی، کم جوش، آماج، چغندر، دنی، قیسی، جوش واره، فله، حلیم، ارزه پلو، پلو زیره، رشته پلو
💡 مشخصات: دهان کوچک، لبها ضخیم، زیر چانه دارای ۶ سوراخ، باله پشتی دارای ۹ تا ۱۰ شعاع سخت و ۲۱ تا ۲۶ شعاع نرم، باله مخرجی دارای ۳ شعاع سخت و ۷ شعاع نرم و روی خط جانبی دارای ۲۸ تا ۱۱۷ عدد فلس میباشد و بدن به جز پوره از فلسهای شانهای پوشیده شدهاست. رنگ بدن در انواع جوان دارای نوارهای طولی سیاه رنگ و در بالغین دارای لکههای تیره میباشد و گاهی بر روی سر و بدن دارای لکههای زرد کمرنگ هستند.
💡 ۳. قسمت زیاد زیربنای این پروژه (مکتب، سرک، برق، آب، فاضلآب، مارکتها، دفاتر، وزارتخانهها، و غیره) را دولت مجبور است پیش از ساختمان اعمار نماید. برای دولت که در یک سال بیشتر از یک میلیارد دالر را پوره نمیتواند چگونه مصارف ساختمان را پوره خواهد نمود. کمپنیهای خارج از سرمایهگذاری در چنین شرایط نامعلوم و گنگ ابا خواهند ورزید.
💡 در صورت تمایل سیبزمینی شیرین پوره شده را با شکر، شیر، کره بدون نمک، طعمدهندهها (وانیل یا دارچین) و مشروب غربی مخلوط کنید.