ممتحش

متضادها

امتحان‌شونده، آزمون‌گرفته

لغت نامه دهخدا

ممتحش. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) سوخته شونده. ( آنندراج ). سوخته شده. ( ناظم الاطباء ). سوخته. رجوع به امتحاش شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران