لغت نامه دهخدا
خرگاه فلک اشتباه. [ خ َ هَِ ف َ ل َ اِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیمه ای که در بزرگی به آسمان ماند. ( ناظم الاطباء ).
خرگاه فلک اشتباه. [ خ َ هَِ ف َ ل َ اِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیمه ای که در بزرگی به آسمان ماند. ( ناظم الاطباء ).
💡 ای بت سیمبدن چشم مپوش از دل من گنجی از سیمی و خرگاه به ویرانه بزن
💡 یکی دانشی مرزبان پیشکار به خرگاه نو بر پراگنده خار
💡 زمین و آسمان را یافت خرگاه همه ذرّه گدا و او شده شاه
💡 غریوان همه سوی را ه آمدند به نزدیک خرگاه شاه آمدند
💡 ای غضب تو شحنه ی درگاه باش ای حیا تو پرده ی خرگاه باش
💡 من در آن حال ز خواب خوش بیدار شدم بنگریدم بت من داشت سر اندر خرگاه