خروس دورگ

لغت نامه دهخدا

خروس دورگ. [ خ ُس ِ دُ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروسی که از دو نژاد مختلف باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ). خروس دورگه.

فرهنگ فارسی

خروسی که از دو نژاد مختلف باشد

جمله سازی با خروس دورگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خروس روستایی را چه جای همسری با من که من شهباز دست شاهم و نیز است چنگالم

💡 گروه ادبی طرفه یک گروه نوگرای ادبی از نویسندگان ایرانی بود که در حدود سال ۱۳۴۰ خورشیدی وارد عرصهٔ ادبیات ایران شد. آرم این گروه یک خروس بود و اعضای آن را اغلب دانشجویانی تشکیل می‌دادند که سودای انقلابی ادبی را در سر داشتند.

💡 شکالی خروسی را در خواب سحر بگرفت، فریاد برداشت که من مونس بیدارانم و مؤذن شب زنده داران از کشتن من بپرهیز و خون مرا به تیغ تعدی مریز،

💡 مست است خروس آری از جرعهٔ شب خیزان چون نعرهٔ کوس آید هشیار نمود آنک

💡 |حیوان‌هایی که در این روستا پرورش داده می‌شود= گاو - گوسفند - بز - مرغ - خروس - زنبور|

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته است، می‌توان به خروس، نقطه فروپاشی، آقای باگز محترم و یاران اشاره کرد.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز