لغت نامه دهخدا
( خروس آباد ) خروس آباد. [ خ ُ ] ( اِخ ) از دههای سدن رستاق. ( ازترجمه فارسی مازندران و استرآباد رابینو ص 168 ).
( خروس آباد ) خروس آباد. [ خ ُ ] ( اِخ ) از دههای سدن رستاق. ( ازترجمه فارسی مازندران و استرآباد رابینو ص 168 ).
( خروس آباد ) از دههای سدن رستاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خروس جانوری از شاخهٔ طنابداران، ردهٔ پرندگان و راستهٔ ماکیانسانان و جنس نر پرندهٔ مرغ است.
💡 این دو برادر برای فیلم پدرسالار (۱۹۷۷) برنده نخل طلای جشنواره بینالمللی فیلم کن و همچنین برای فیلم سزار باید بمیرد خرس طلای جشنواره بینالمللی فیلم برلین را در سال ۲۰۱۲ از آن خود کردند. «سنمیکله یک خروس داشت» در جشنواره کن ۱۹۷۲ به عنوان فیلم برگزیده دو هفته کارگردانان معرفی شد.
💡 دلها بمرد و بر سر این جمع مرده دل هر صبحدم خروس سحرگه به شیون است
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به زیبایی بزرگ، زیر نشان عقرب، خرابکاران، گاما و سنمیکله یک خروس داشت اشاره کرد.
💡 بر نگیریم سر از بالش تا بانگ خروس بر نداریم سر ار بستر تا گاه سحر
💡 عاشق که گوش و هوش بگفتار یار داد حاشا که جا بگوش دهد گفته خروس