لغت نامه دهخدا
خرمای ابوجهل. [ خ ُ ی ِ اَ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از خرما باشدو از پوست آن رسن تابند. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). یک نوع خرمای جنگلی در بلوچستان. ( از ناظم الاطباء ).
خرمای ابوجهل. [ خ ُ ی ِ اَ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از خرما باشدو از پوست آن رسن تابند. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). یک نوع خرمای جنگلی در بلوچستان. ( از ناظم الاطباء ).
خرمالو خرمای اربو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مشتى ريگ برگرفت و به جانب آنان پاشيد وفرمود:( شاهت الوجوه ) - (زشت باد اين روى ها) و خداوند بادهايى را ماءمور كردكه بر روى كفار قريش مى كوبيدند، و به همين وسيله آنان را مجبور به هزيمت كرد.رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) عرض كرد: بار الها! فرعون اين امت ابوجهل پسر هشام، جان به در نبرد، آنگاه شمشير در آنان گذاشت و هفتاد نفرشان را كشت وهفتاد نفر را اسير گرفت.
💡 اصرار و سرسختى ابوجهل، سايرين را نيز كه با اين اقدام موافق نبودند، خواه ناخواهبه سوى جبهه جنگ كشانيد و پيامبر اسلام هم با سيصد و سيزده تن از مسلمانان، از مدينهبه آن سوى آمدند و در كنار چاه بدر اين دو نيرو در برابر هم قرار گرفتند.
💡 مؤ لف: روايتى قريب به اين مضمون بطور خلاصه الدر المنثور از ابن اسحاق و ابنجرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابى نعيم و بيهقى با هم دردلائل از ابن عباس روايت كرده، و ليكن مطالبى كه در آن روايت به پيرمردى نجدى نسبتداده بود به ابى جهل نسبت داده و گفته است كه پيرمرد نجدى ابوجهل را در حرفهايش تصديق مى كرده، و در نتيجه قريشيان همه گفتار او را پسنديدند.
💡 وقتى خبر كشته شدن ابوجهل را ابن مسعود به پيامبر صلى الله عليه و آله داد پيامبرصلى الله عليه و آله داد پيامبر فرمود: آيا خودت او را كشتى ؟ عرض كرد: بله يارسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: برويم جسدش را نشانم بده پيامبر جسد او راديد فرمود: خدا را سپاس كه تو را خوار ساخت، اين فرعون امت من بود دستور داد تاجسدش را در چاه انداختند.(13)
💡 بلال اولين كسى است كه به بهشت مى رود زيرا اولين اذان گوى اسلام است.بلال از كسانى است كه در راه خدا شكنجه ها ديد و بر آن همه عذاب، صبر نمود.ابوجهل بلال را در آفتاب گرم بر زمين مى خوابانيد و آسيابى سنگى بر روى سينهاش مى گذاشت تا حرارت آفتاب پيكرش را بسوزاند. از او مى خواست كه به پروردگارمحمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) كفر بورزد؛ امابلال پيوسته در جواب ابوجهل مى گفت: احد، احد