خرسک باختن

لغت نامه دهخدا

خرسک باختن. [ خ ِ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) بازی خرسک کردن. رجوع به «خرسک » شود:
استاد معلم چو بود بی آزار
خرسک بازند کودکان در بازار.سعدی ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

بازی خرسک کردن

جمله سازی با خرسک باختن

💡 در تماشای توام رنگ اثر باختن است همچو چشمم همه تن ‌گرد تک و تاز نگاه

💡 قبله عشاق عارف صورت رحمان بود جان و دل در عشق جانان باختن خوب آن بود

💡 با ختن میلی نداریم و ز مشکش فارغیم عشق با چین سر زلف تو باید باختن

💡 ۲۶. باز: این پسوند از فعل باختن (بازی کردن) گرفته شده‌است و به معنی بازی کردن می‌باشد.

💡 در طول مدت حضور خود در تیم دالاس فوئل، حساب لَنگِیل دو بار به حالت تعلیق درآمد. اولین تعلیق او پس از از باختن تیم دالاس فوئل در مقابل هولستون اوت‌لا اتفاق افتاد.

💡 یک نگاه از تو و در باختن جان از من یک اشارت ز تو و بردن فرمان از من

اخته کردن یعنی چه؟
اخته کردن یعنی چه؟
بادنجانیان یعنی چه؟
بادنجانیان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز