لغت نامه دهخدا
خرس کهتر. [ خ ِ س ِ ک ِ ت َ ] ( اِخ ) دب اصغر. خرس کوچک. رجوع به دب اصغر شود:
غنوده از پس او خرس مهتر
چو بچه پیش او در خرس کهتر.( ویس و رامین ).
خرس کهتر. [ خ ِ س ِ ک ِ ت َ ] ( اِخ ) دب اصغر. خرس کوچک. رجوع به دب اصغر شود:
غنوده از پس او خرس مهتر
چو بچه پیش او در خرس کهتر.( ویس و رامین ).
دب اصغر خرس کوچک
💡 او همچنین مجید کهتری مربی خود و رهام شهابیپور را الگوی خود میداند.
💡 کهتر کسی که خدمت او را میان ببست برتر ز خسروی کمر زرش بر میان
💡 اعضای شورای شهر بر دو دسته بودند؛ دستهٔ اول، مطلقگرایان وفادار به پادشاهِ زاکسن – آگوست، مشهور به «نیرومند» - برتختنشسته در درسدن و دستهٔ دوم، صاحبمنصبانِ محلی که اهداف طبقهٔ تجار، اصناف و اشراف کهتر را پی میگرفتند.
💡 همیشه حال چنین باد و روزگار چنین امیر شاد و بدو شاد کهتر و مهتر
💡 خطای بنده نگیری که مهتران ملوک شنیدهاند نصیحت ز کهتران خدم
💡 گفتم: حق مهتر بر کهتر چیست؟ گفت: آنکه رازش نگه دارد و نصیحت ازو بازنگیرد و بر وی مهتری دیگر نگزیند.