خرد ریش

لغت نامه دهخدا

خردریش. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) آنکه ریشش کوچک است. کوسه. ( یادداشت بخط مؤلف ). سَمَعْمَع. || آنکه ریش او کوتاه است. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آنکه ریشش کوچک است کوسه

جمله سازی با خرد ریش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن را که در ازل خرد و هوش برده اند تا بامداد حشر نیاید به هوش باز

💡 بل مال یکی جوهر عالی است که دانا داند که خرد شاید صندوق و جوالش

💡 بـنـابـرايـن بـعـد از سـوزانـدن، آن را بـا وسـائلى خرد كرده، سپس ذراتش را به درياريختند.

💡 چو خواستم که ز تقصیر خویش خواهم عذر خرد نفیر برآورد و گفت: خامش،هی!

💡 کو یکی طاقی که جفتش نیست در باب خرد تا ز دواری این طاق مدور گویمی

💡 ابن حسكه مزخرفات و اباطيل زير را بهم پيوسته به خورد افراد نادان و كم خرد مىداد:

روح یعنی چه؟
روح یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز