خدای فروشان
مترادفها
بتپرستان، وثنیان
لغت نامه دهخدا
خدای فروشان. [ خ ُ ف ُ ] ( اِ مرکب ) خدافروشان. آن اهل لعنت که دعوی خدایی کنند. ( شرفنامه منیری ). صاحب برهان قاطع ذیل کلمه خدافروشان آرد:کنایه از صوفیان زراق که بظاهر خود را بیارایند و آنهایی را نیز گویند که دعوی خدایی کردند، یعنی شداد و نمرود و آنها را خدای فروشان هم گویند:
خود را درم خرید رضای خدای کن
دامن ازین خدای فروشان فرونشان.خاقانی.
فرهنگ فارسی
خدا فروشان آن اهل لعنت که دعوی خدایی کنند.
جمله سازی با خدای فروشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون خاک میشود تن خوش وقت آنکه دایم در کوی می فروشان خاک مس سبو شد
💡 صفایی از همه خیل خط فروشان کاش خودی ز روی صفا از ریا بری می کرد
💡 به کوی باده فروشان قدم گذار و ببین بدور جام چو جمشید جم جلال مرا
💡 نام یکی از محلههای فروشان هم دیمیتریان است که گمان میرود ریشه آن دیمیردژ باشد..
💡 دولت، سازمانهای استاندارد، مصرفکنندگان، خرده فروشان، و بستهبندی کنندهها انواع مختلفی از معیارها را در نظر میگیرند.
💡 به کوی باده فروشان روید عاشق وار بنای توبه بی اصل را تباه کنید