لغت نامه دهخدا
خداش دارمی. [ خ ِ ] ( اِخ ) ذهبی در میزان الاعتدال او را به این نام آورده. ولی عسقلانی در لسان المیزان می گوید: او غیر منسوب است، یعنی منسوب به «دارمی » نیست. ذهبی به انس گفت: مرا حدیثی گو. پس انس، حدیثی را که ابن عساکر در سباعیات برای او از طریق ابن شاهین از علی بن احمد مصری از خداش بن محمدبن خداش از جدش آورده، روایت کرد. ذهبی در ترجمه حال خداش دارمی او را یکی از مجهولان آورده و در آخر همان ترجمه حال گفته است ابوبکربن اسحاق بن خزیمه از خداش بن محمدبن خداش مذکور روایت تحدیث است و سپس اضافه کرد خداش مجهول است و نه بخاری در تاریخش ونه ابن ابی حاتم و نه اصحاب مؤتلف و مختلف هیچیک نام او را نیاورده اند. ( از لسان المیزان ج 2 ص 395 ).