خدات زاده

لغت نامه دهخدا

خدات زاده. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) مهترزاده. بزرگ زاده. رئیس زاده. کنایه از پادشاه زاده: و این پسر ازبخاراخدات نیست. جماعتی از لشکر وی گفتند که ما این ملک وی به خدات زاده دیگر می دهیم که وی بی شک پادشاه زاده است. ( تاریخ بخارا نرشخی ص 47 ). رجوع به ص 234کتاب احوال و اشعار رودکی تألیف سعید نفیسی شود.

فرهنگ فارسی

مهتر زاده بزرگ زاده

جمله سازی با خدات زاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من دور از آستانت طلبم چه زین و آنت ندهد کسی نشانت مگر از خدات جویم

💡 ز اشک شامگهی کار ما به کام نشد هم از خدات بخواهم به ناله ی سحری

💡 شهنشه بدو گفت: کای بدگهر خداتان دهد کینه با یکدگر

💡 ازآن قبل که تو از راه راست کج نشدی خدات در همه احوال رستگار آورد

💡 غمت به جان بخریدم خدات مزد دهاد کز آن متاع نفیس اینچنین زیان داری

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز