خدائی فروشان
مترادفها
بتپرستان، مشرکان
متضادها
خداباوران
لغت نامه دهخدا
خدائی فروشان. [ خ ُ ف ُ ] ( اِ مرکب ) آنانکه کار منسوب بخدا را می فروشند. ریاکاران. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به خدافروشان در این لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
آنانکه کار منسوب بخدا را می فروشند
جمله سازی با خدائی فروشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دریغ و درد، که در روزگار ما (صابر) زمام ملک بدست وطن فروشان است
💡 به سر باده فروشان که به مسجد نرویم تا به میخانه نمی در ته پیمانه ماست
💡 مرمت شهری محله جواهر فروشان بیرمنگام یک موفقیت بزرگ بود. این برنامه به طور قابل توجهی به بهبود کیفیت زندگی در این محله کمک کرد و آن را به مکانی جذاب برای زندگی، کار و بازدید تبدیل کرد.
💡 وقتى وارد بازار خرما فروشان شد، غلامى را ديد كه گريه مى كند پرسيد چرا گريهمى كنى ؟
💡 به اين ترتيب شهيد اول اين مرد پاك باخته و مبارز را در سن 52 سالگى روز پنجشنبهنهم جمادى الاولى سال 786 هنگام عصر در كنار ميدان اسب فروشان دمشق اعدام نمودند، وپيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام را تا ابد داغدار و دلشكسته كردند.
💡 می فروشان آن چه از صهبای گلگون کردهاند شاهدان شهر ما از لعل میگون کردهاند
💡 در تاریخ مذهبی، همواره با گروهی از خدائی فروشان روبرو بودهایم که با استفاده از عقاید مردم، تنها به دنبال کسب ثروت و قدرت شخصی بودند.
💡 منتقدان معتقدند که برخی از سخنرانان مذهبی، در واقع همان خدائی فروشان هستند که با سوءاستفاده از احساسات معتقدین، منافع خود را تأمین میکنند.
💡 جامعه باید نسبت به افرادی که با ادعای دینداری و خود را مروج ارزشهای الهی نشان میدهند اما در واقع خدائی فروشان هستند، بسیار هوشیار باشد.