لغت نامه دهخدا
حسن فروش. [ ح ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) جلوه دهنده حسن:
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد.حافظ.
حسن فروش. [ ح ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) جلوه دهنده حسن:
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد.حافظ.
جلوه دهنده حسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر حسن فروشی به دگر جلوه برون آی تا در همه بازار خریدار نگنجد
💡 ای عشق شدی خوار بکش ناز دو روزی کاین حسن فروشان همه قدر توندانند
💡 تا سیم و زر حسن فروشی بستانند بین تا به کجا خلق طمع را برسانند
💡 رخت برچید ز سودای من آن حسن فروش سر بازار دگر می طلبد دانستم
💡 نیاز من نخرد کس، که کس فقیر مباد بناز حسن فروشان کسی اسیر مباد
💡 روی او دید دگر حسن فروشی نکند گل سوری که به بازار چمن دکان داشت