چای فروش
مترادفها
چایفروش
لغت نامه دهخدا
چای فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) چای فروشنده. فروشنده چای. آنکه چای فروشی را پیشه و شغل خود سازد. معامله گر چای. || چای چی. چای پز. قهوه چی.
جمله سازی با چای فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانه عبدالغفور ظریف چای فروش مربوط به دوره قاجار است و در یزد، کوی یوزداران، کوچه نواب روبروی، بوستان فهادان واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۵۳۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 آن چای فروش پیر در گوشه بازار قدیمی، هر روز صبح با لبخندی مهربان، چای داغ و خوشعطر را به مشتریان خود میفروشد.
💡 در طول سفرهای طولانی جادهای، پیدا کردن یک چای فروش محلی که چای تازه دم کرده باشد، میتواند بسیار لذتبخش و آرامبخش باشد.
💡 چای فروش کوچکی که در نزدیکی ایستگاه قطار فعالیت میکند، همیشه با عطر هل و دارچین، توجه مسافران خسته را به خود جلب میکند.