چای چی

لغت نامه دهخدا

چای چی. ( ص مرکب ) چای پز. چای فروش. قهوه چی.

فرهنگ فارسی

چای پز ٠ چای فروش ٠ قهوه چی ٠

جمله سازی با چای چی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چای برداشتم از دامن هر شغل که بود تا به یاد تو نشستم پی زانوی فراغ

💡 گیلان در زمینه تولید چای، زیتون، فندق و بادام زمینی مقام اول و به لحاظ تولید برنج مقام دوم در ایران را داراست اخیراً باغات کیوی بخصوص در شرق گیلان رواج ویژه‌ای داشته و این محصول نیز به عنوان یکی از تولیدات این استان است. محصول اصلی کشاورزی تاکنون برنج بوده‌است.

💡 دهستان پیغان چای با ۴۶ آبادی و ۵۴۵۲ تن سکنه

💡 این چای که بوی نافه چین دارد چون زلف تو پای تا بپا چین دارد

💡 وقتی وارد کافه شدم و گارسون پرسید، من هم با تعجب پرسیدم که اصلاً در منوی امروزتان چای چی دارید و چه نوع گیاهی را می‌پزید؟

💡 او همیشه با لحنی خاص از من می‌پرسد که آیا می‌خواهی چای چی بنوشی یا ترجیح می‌دهی یک قهوه تلخ و پرقدرت برای شروع روزت داشته باشی؟

💡 در آن مهمانی بزرگ، وقتی از من پرسیدند چای چی می‌خواهی، من با تردید گفتم که فقط یک چای سیاه ساده و بدون شیرین‌کننده می‌خواهم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران