لغت نامه دهخدا
خداناپسندی. [ خ ُ پ َ س َ ] ( حامص مرکب ) حالت یا عمل ناپسند خدای بودن.
خداناپسندی. [ خ ُ پ َ س َ ] ( حامص مرکب ) حالت یا عمل ناپسند خدای بودن.
حالت یا عمل ناپسند خدای بودن
💡 نه من شایم به ننگ و ناپسندی نه او شاید به رنج و مستمندی
💡 نگر تا بر من این تهمت نبندی که هرگز ناید از من ناپسندی
💡 ناپسندی گر رسد از یار روشندل چه باک نیست عیبی آب صافی را که خاشاک آور است
💡 که هی هی دور شو فایز از این جا به بازار جوانان ناپسندی
💡 دیشب از لعل بدخشان شد حکایت لعل او خندهای از ناپسندی در بدخشان کرد و رفت