خبر پژوه

مترادف‌ها

خبرنگار، روزنامه‌نگار، گزارشگر

لغت نامه دهخدا

خبرپژوه. [ خ َ ب َ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه خبر جوید. آنکه پژوهش خبر کند. || جاسوس. عین. ( السامی فی الاسامی ) ( شعوری ج 1 ورق 379 ).

فرهنگ فارسی

آنکه خبر جوید آنکه پژوهش خبر کند

جمله سازی با خبر پژوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر ببیخردی حاسدی سخن گوید خرد پژوه شناسد که پایۀ تو کجاست

💡 بود مملکت جوی و شاهی پژوه سپه خواهد و یارو پشت و گروه

💡 صفاهان قلب ایرانست و تو قلب صفاهانی ز بس دانش پژوه‌هستی ز بس دلکش بیانستی

💡 بی سخن لفظ آزمای و بی خرد معنی پژوه بی روان جنبش نمای و بی زبان پاسخ گزار

💡 ضمنا از همه محققان و دانش پژوهان تقاضا مى كنيم چنانچه انتقاد يا پيشنهادى دارند، بهآدرس:

💡 یک خبر پژوه مجرب همیشه پیش از انتشار هرگونه یافته، تمام جوانب موضوع را بررسی کرده و منابع مختلف را برای اطمینان از صحت اطلاعات بازبینی می‌کند.

💡 فعالیت‌های یک خبر پژوه در خبرگزاری‌های معتبر، شامل جستجوی مستمر حقایق پنهان و تحلیل عمیق داده‌ها برای ارائه گزارش‌های مستند و قابل اعتماد به مخاطبان است.

💡 برای تبدیل شدن به یک خبر پژوه حرفه‌ای، فرد باید مهارت‌های تحقیق در پایگاه‌های داده و همچنین توانایی تفکیک اخبار واقعی از شایعات را کسب نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران