خایه ٔ غلامی

لغت نامه دهخدا

خایه غلامی. [ ی َ / ی ِ ی ِ غ ُ ] ( اِ مرکب ) قسمی از کشوی گچی برجسته بر حاشیه دیوار زیرگیلویی و جز آن.

جمله سازی با خایه ٔ غلامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز پی غلامی تو چو بسوخت جان شاهان به کدام روی گویم که چو من غلام داری

💡 منصور غلامی، وزیر علوم و رئیس سابق دانشگاه بوعلی سینا، فارغ التحصیل مقطع دکتری از دانشگاه آدلاید است.

💡 منم آن پیر غلامی که به قدّ چو کمان بوده ام چشم و دل مُنکر شأنت را تیر

💡 دانشکده پزشکی سبزوار در سال ۱۳۸۷ بنیانگذاری شد. هم‌اکنون ریاست این دانشکده را امید غلامی برعهده دارد.

💡 احمد غلامی روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی است. وی در حال حاضر سردبیر روزنامه شرق است.

💡 قبول کن به غلامی خیالی خود را که داغ بندگی تو نشان دولت اوست