لغت نامه دهخدا
خاک یرد. [ ] ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین واقع در 24 هزارگزی جنوب باختر معلم کلایه و 30 هزارگزی راه عمومی و دارای 38 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
خاک یرد. [ ] ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین واقع در 24 هزارگزی جنوب باختر معلم کلایه و 30 هزارگزی راه عمومی و دارای 38 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
دهی است کوچک از دهستان رود بار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوی خاک آمدی اوّل ز افلاک وطنگاه تو شد این کرهٔ خاک
💡 تنها نه من ز درد دل افتادهام به خاک بر دوش کوه نیز همین شیشهبار بود
💡 این سبزه که امروز تماشاگه ماست، تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست!
💡 از باد صبا دم تو جویند با خاک زمین، غم تو گویند
💡 از خاک او هر ذره ای، به از هزاران توتیا در طوف هر لحظه ای، خوشتر ز عمر جاودان
💡 این خاک و آنچه درشکم او از آن من و ز خاک تا بعرش معلا از آن تو