خاک پیراستن

لغت نامه دهخدا

خاک پیراستن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) خاک را تزیین کردن. کنایه از پیرایه و علایق دنیا بر پیکر خاکی خود بستن:
خاک پیراستن چه کار بود
حامل خاک خاکسار بود
گر کسی پرسدت که دانش پاک
ز آدمی خیزد آدمی از خاک
گو گلاب از گل و گل از خار است
نوش در مهره مهره در مار است.نظامی.

فرهنگ فارسی

خاک را تزیین کردن

جمله سازی با خاک پیراستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلوتی خواهم کنون آراستن هم ز جانان ساحتش پیراستن

💡 رو قناعت کن و در تربیت حرص مکوش که مغیلان نه چو سرو از پی پیراستن است

💡 بیدل اگر محرمی جلوهٔ بیرنگ باش دام تماشا مکن‌ کلفت پیراستن

💡 زآراستن خیر و ز پیراستن شر در زیر فلک مصدر فرض و سننی تو

💡 هنرتان به دیباست پیراستن دگر نقش بام و در آراستن

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز