لغت نامه دهخدا
( خاک آلودن ) خاک آلودن. [ دَ ] ( مص مرکب )آغشتن بخاک. || در خاک خفتن:
گر ز خاک آلودنت آسوده میگردند خلق
تن بخاک تیره ده آسایش دلها طلب.صائب تبریزی.
( خاک آلودن ) خاک آلودن. [ دَ ] ( مص مرکب )آغشتن بخاک. || در خاک خفتن:
گر ز خاک آلودنت آسوده میگردند خلق
تن بخاک تیره ده آسایش دلها طلب.صائب تبریزی.
( خاک آلودن ) آغشتن بخاک یا در خاک خفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تهلیریان در روز ۲۳ مه ۱۹۶۰ در سن ۶۴ سالگی در فرزنو، کالیفرنیا درگذشت و در آرامستان آرارات فرزنو به خاک سپرده شد.
💡 شدیم خاک و فلک را چو شیشهٔ ساعت برون نمیرود از دل غبار کینهٔ ما
💡 هر که بردارد سر از نخوت ز پای اهل فقر خاک چون شد کاسه در یوزه سایل شود
💡 در شامگاه ۲۳ تیرماه ۱۳۸۲ (۱۴ ژوئیه ۲۰۰۳) در سن ۸۷ (۸۸) سالگی در تهران درگذشت. پیکر او در روز ۲۶ تیرماه در آرامستان بوراستان به خاک سپرده شد.
💡 آن کاسهٔ سری که پر از باد عجب بود خاکی شود که گل کند آن خاک کوزهگر