لغت نامه دهخدا
خانگاه کمان. [ ن ِ هَِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خانه کمان. رجوع به خانه کمان شود:
میان عقل و ستم پیشه آشنایی نیست
که خانگاه کمان جای روشنایی نیست.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
خانگاه کمان. [ ن ِ هَِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خانه کمان. رجوع به خانه کمان شود:
میان عقل و ستم پیشه آشنایی نیست
که خانگاه کمان جای روشنایی نیست.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
خانه کمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بعضی طریقتها مثل نقشبندیّه و قلندریّه این آیینها و آداب به حداقل بوده ولی در دیگر خانقاهها اجرا میشده است. خانگاه تنب پارسان
💡 خانگاه یا خانقاه از ریشه واژه خُنگ (خنج) (همچنین گونههای آن با عنوانهای «زاویه»، «دویره»، «رباط») (به ترکی استانبولی: Tekke، «تکه/تکیه») به محل زندگی، آموزش، و گردهمآیی و فعالیت صوفیان گفته میشود. درگاه و آستانه بیشتر به خانقاههایی گفته میشد که محل زندگی پیر یا مدفن وی بوده است. در دورههای گذشته سالک در سیر و سلوک جغرافیایی خود به عنوان استراحتگاه و توقف از وجود خانقاهها استفاده میکرد.
💡 - ایوان جلوخان خانگاه در سال ۷۱۶ و ۸۱۷ هجری.
💡 پيروان مانى گياهخوار بودند و طبقات اول تا چهارم حق ازدواج ومال اندوزى نداشتند. مانويان نماز و روزه داشتند و معبد خود را خانگاه مى ناميدند كه همانخانقاه صوفيان دوران اسلام است.(15)
💡 == پانویس ==او اصالتاً اهل روستای خانگاه (خنیه) بود.