خانه ٔ زنجیر

لغت نامه دهخدا

خانه زنجیر. [ ن َ / ن ِ ی ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دانه زنجیر. حلقه زنجیر:
هزار حیف که در دودمان عشق نماند
کسی که خانه زنجیر را بپا دارد.تنها ( از آنندراج ).ما ز قید او نمیخواهیم پا بیرون کشیم
ورنه در باز است دایم خانه زنجیر را.کلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دانه زنجیر حلقه زنجیر

جمله سازی با خانه ٔ زنجیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به در زنجیر، گریه شهر اشاره کرد.

💡 گرد زنجیر به مژگان ادب پاک کند آنکه در قید کسش ذوق گرفتاری هست

💡 وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم

💡 می‌رسد آخر به جایی بی‌قراری‌های ما پیچ و تاب عشق زنجیر عدالت می‌شود

💡 در تصویری که از این واقعه به جای مانده‌است، یاغی معروف علینقی‌چی در غل و زنجیر توسط حسینعلی‌خان سرهنگ اسیر شده‌است.

💡 در سال ۶۳۳ میلادی در دومین سال پادشاهی یزدگرد سوم، نخستین جنگ سرحدی بین ایران و اعراب بنام جنگ زنجیر درگرفت که به شکست ایران خاتمه پیدا کرد.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز