لغت نامه دهخدا
خامه شنگرف. [ م َ / م ِ ی ِ ش َ گ َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به خامه شنجرف شود.
خامه شنگرف. [ م َ / م ِ ی ِ ش َ گ َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به خامه شنجرف شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گرد اندرون همچو دریای آب که شنگرف بارد برو آفتاب
💡 بسکه تیغ او فشاند خون خصمان در دغا بر زمین گویی همی شنگرف بارد زآسمان
💡 گفتا ز من برو تو بسوی طبیب شهر وز وی بیار مرهم شنگرف و داخلون
💡 زنگار زهر خوردم و شنگرف خون دل تا جلوه کرد این همه نقش و نگار من
💡 هیهات که از وصل تو من طرف نبندم از دیده به رخ گر همه شنگرف ببندم
💡 پر از نالهٔ کوس شد مغز میغ پر از آب شنگرف شد جان تیغ