لغت نامه دهخدا
خامه ازل. [ م َ / م ِ ی ِ اَ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قلم تقدیر. ( ناظم الاطباء ). قلم ازل.
خامه ازل. [ م َ / م ِ ی ِ اَ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قلم تقدیر. ( ناظم الاطباء ). قلم ازل.
قلم تقدیر قلم ازل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جمله مهمترین محصولات دامی میتوان به شیر، پنیر محلی، ماست محلی، کره و روغن محلی، خامه و دوغ محلی و… اشاره کرد.
💡 به عجز خویش ز مدح تو می کنم اقرار که کوته است ز وصفت زبان خامه ی من
💡 در نظرها معنیام گل میکند غیرت به چنگ خامهام دارد مداد از محضر داغ پلنگ
💡 به دست اوست گه جود خامه در جنبش بدان مثابه که ماهی شنا کند به بحار
💡 هزار شکر که هرچند خامه فرسودم دهان به مدح و به ذم کسی نیالودم