لغت نامه دهخدا
خاصبک بلنگری. [ ب َ ] ( اِخ ) از بندگانی بود که با سلطان مسعود ملک فارس بودند و طبق قول مستوفی در تاریخ گزیده وی با اتابک ایلدگزکه از بندگان جانی سلطان بود متفق شد و در قصد قتل سلطان فرصت می جستند. رجوع بتاریخ گزیده ص 467 شود.
خاصبک بلنگری. [ ب َ ] ( اِخ ) از بندگانی بود که با سلطان مسعود ملک فارس بودند و طبق قول مستوفی در تاریخ گزیده وی با اتابک ایلدگزکه از بندگان جانی سلطان بود متفق شد و در قصد قتل سلطان فرصت می جستند. رجوع بتاریخ گزیده ص 467 شود.
از بندگانی بود که با سلطان مسعود ملک فارس بودند و طبق قول مستوفی در تاریخ گزیده وی با اتابک ایلدگز که از بندگان جانی سلطان بود متفق شد و در قصد قتل سلطان فرصت می جستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلطان ملکشاه که در رجب 547 ه. ق به سلطنت رسیده بود وبا کمک خاصبیک بن بلنگری، او چون دخالتی در امور مملکتی نداشت و بیشتر وقت خود راصرف سرگرمی با خدمتکاران و شرابخوارگی میگذراند.