خارج المملکتی

مترادف‌ها

غیرملی، خارجی، فرامرزی

متضادها

داخلی

لغت نامه دهخدا

خارج المملکتی. [ رِ جُل ْ م َ ل َ ک َ ] ( ص نسبی مرکب ) برون مرزی. رجوع به برون مرزی شود. || حق خارج المملکتی. حق برون مرزی برای هر کشوری.

فرهنگ فارسی

برون مرزی.

جمله سازی با خارج المملکتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه خوش حیات و چه ناخوش چو آخر است زوال چه جعد ساده چه پرخم چو خارج است نوا

💡 با همه و ز همه از روی حقیقت نه مجاز خارج و داخل و پنهان و پدیدار منم

💡 ناگه از خارج مسجد برخاست شور و غوغا و فغان از چپ و راست

💡 فضیلت نسب و اصل خارج ذاتست بفضل غیر خود ای سفله افتخار مکن

💡 ده گروه بزرگ افراد متولد خارج در سال ۲۰۱۹ به شرح زیر بوده‌است:

💡 چون دیدم ازینگونه پشیمان شدم الحق دانستم کان خارج و بد ملتمسی بود

💡 بسیاری از قوانین و مقرراتی که در این قرارداد ذکر شده است، ماهیت خارج المملکتی داشته و بر اساس استانداردهای بین‌المللی تدوین شده‌اند.

💡 سرمایه‌گذاری در بازارهای خارج المملکتی می‌تواند فرصت‌های بی‌نظیری را برای رشد اقتصادی شرکت فراهم کند، اما البته ریسک‌های زیادی نیز به همراه دارد.

💡 مدیریت منابع مالی در پروژه‌های خارج المملکتی نیازمند دانش عمیق از قوانین مالیاتی و پروتکل‌های امنیتی کشورهای مختلف در سطح جهانی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران