لغت نامه دهخدا
خار شمردن. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) ناچیز انگاشتن. بهیچ ناگرفتن. پست شمردن. حقیر گرفتن. احتقار. ( منتهی الارب ).
خار شمردن. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) ناچیز انگاشتن. بهیچ ناگرفتن. پست شمردن. حقیر گرفتن. احتقار. ( منتهی الارب ).
ناچیز انگاشتن بهیچ ناگرفتن
💡 و در خطبه نخستين نهج البلاغه بعد از شمردن برنامه هاى انبياء و پيامبران پيشين مىفرمايد: الى ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم )لانجاز عدته و اتمام نبوته: (تا زمانى كه خداوند سبحان محمد (صلى اللّه عليه و آلهو سلّم ) رسولش را براى تحقق بخشيدن به وعده هايش و پايان دادن سلسله نبوت مبعوثفرمود.
💡 بعضی بندهای دیگر حاصل انطباق و یکسان شمردن اَناهیتا با اَنائیتس،[Latin ۱۳] ایزدبانوی سامی است (بندهای ۱۲۳ و ۱۲۸)؛ به نحوی که گویی سراینده مجسمهای را در پیش داشتهاست.
💡 534 - امام صادق عليه السلام فرمود: حواريون به حضرت عيسى عليه السلامعرض كردند: سخت ترين چيز چيست ؟ حضرت فرمود: سخت ترين چيزها خشم خداوندعزوجل است. عرض كردند: به چه وسيله اى از خشم خدا در امان باشيم ؟ فرمود: به اينكهبر ديگران خشم مگيريد. عرض كردند: آغاز و نقطع شروع خشم چيست ؟ فرمود: خودبزرگ بينى و تكبر و كوچك شمردن مردمان.
💡 583- ما چه مى دانيم. شايد سبك شمردن خون اينان، ايجاب كرد كه بعدها خونعثمان خليفه را سبك شمارند. شورشيان هم در بصره و صفين و خوارج در نهروان، خونعلى - عليه السّلام - و يزيد، خون امام حسين - عليه السّلام - را در كربلا سبك شمارند؛زيرا فاروق كسى بود كه افراد بعدى در كارها از وى تقليد مى كردند، بويژهاشخاصى كه بيان كرديم.