لغت نامه دهخدا
حوراسفندار. [ ح َ اِ ف َ ] ( اِ مرکب ) حوراسفند. رجوع به حوراسفند شود.
حوراسفندار. [ ح َ اِ ف َ ] ( اِ مرکب ) حوراسفند. رجوع به حوراسفند شود.
حور اسفند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان اسفندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۷۰ نفر (۲۱۵خانوار) بودهاست.
💡 قریه اردیبهشت: در ۱۳۰۰ متری جنوب شرقی اسفندار قرار داشته و آب شربی آنجا نهر اردیبهشت بودهاست و هماکنون این روستا اردی نام دارد.
💡 این روستا در دهستان اسفندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران درسال ۱۳۹۰، جمعیت. ۱۴۷۳نفر (۴۰۵خانوار) بودهاست.
💡 قریه آذر: (شهر آذر) در جنوب شرقی اسفندار به فاصله ۱۰۰۰ متری قریه است که مردم آن را (شارز) یا (شهرز) میخوانند و به همین نام هم شهرت دارد.
💡 این روستا در دهستان اسفندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۵۶ نفر (۲۲۳خانوار) بودهاست.