لغت نامه دهخدا
حنای قریش. [ ح َ ی ِ ق ُ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به حناقریش شود.
حنای قریش. [ ح َ ی ِ ق ُ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به حناقریش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسب آبی کوتوله، تمساح کوتوله، جغد ماهیگیر حنایی و انواع نخستیسانان ازجمله آنانند.
💡 نیاز پای بوسش تحفهٔ دیگر نمیخواهد به خون هر دو عالم صفحهٔ شوقی حنایی کن
💡 و عنکبوت آمد یک مستند ایرانی دربارهٔ یک قاتل زنجیرهای ایرانی به نام سعید حنایی است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد.
💡 ز بهار برگ الوان، ز کفت حنای رنگین ز چمن گل و شقایق، ز تو دست و پای رنگین
💡 این گونه با دمبادبزنی حنایی خویشاوندی نزدیک دارد. اما پرهای آن تیرهتر و کوتاهتر است. آواز و عادتهای خوراکی متفاوتی نیز دارد.
💡 که باور دارد این حرف از شهید بینوای من که رنگی از حنای دست قاتل دادهام خون را