حملی سالبه

لغت نامه دهخدا

حملی سالبه. [ ح َ لی ِ ل ِ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در قضیه حملی چون هر یک از محکوم علیه و محکوم به مفردی اند یا در قوت مفردی اگر رفع ربطحمل محکوم به بر محکوم علیه کنند، و گویند زید بصیر نیست آنرا حملی سالبه خوانند. ( اساس الاقتباس ص 69 ).

فرهنگ فارسی

در قضیه حملی چون هر یک محکوم علیه و محکوم به مفردیاند یا در قوت مفردی ربط میان ایشان بحمل محکوم به بر محکوم علیه بود

جمله سازی با حملی سالبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پنجمین قاعده این است که در صورت سالبه بودن صغری کبری نباید جزییه باشد، علت این شرط این است که در صورت جزئی بودن کبری، نخواهیم دانست اصغر و اکبر با هم تلاقی می‌کنند یا تنافی؛ در حالیکه علم منطق جایگاه قوانین کلی و دائم الثبوت است.

💡 هر کدام از دو مقدمه در هر یک از این «اشکال ثلاثه»، از یک سو می‌تواند کلیه، جزئیه، یا مهمله باشد و از سوی دیگر، موجبه یا سالبه تواند بود. در نتیجه، در هر شکل، ضروبی سی و شش‌گانه پدید می‌آیند.

💡 چهارمین قاعده این است که نتیجه باید تابع پایین‌ترین و پست‌ترین مقدمه باشد، لذا اگر یکی از دو مقدمه جزئی بود نتیجه قطعاً جزئی است و اگر یکی از دو مقدمه سالبه بود نتیجه قطعاً سالبه است، زیرا جزئی از کلی و سالبه از موجبه پایین‌تر و پست‌تر می‌باشد. علت این شرط نیز واضح است، زیرا نتیجه متفرع و حاصل از دو مقدمه در کنار هم است لذا نمی‌تواند از دو مقدمه برتر و بالاتر باشد.

💡 در هم‌ستیزی کمیت و کیفیت قضیه تغییر می‌کند؛ بنابراین هم‌ستیز قضیهٔ کلیه، قضیهٔ جزئیه است و برعکس. هم‌ستیز قضیهٔ موجبه، قضیهٔ سالبه است و برعکس. مثلاً دو جملهٔ «هر عالمی پرهیزکار است» و جملهٔ «بعضی عالمان پرهیزکار نیستند» هم‌ستیز هم هستند؛ هم‌چنین دو جملهٔ «هیچ فلزی عایق نیست» و «بعضی فلزها عایق‌اند» متناقض‌اند.