فرهنگستان زبان و ادب
{cold-core ring} [اقیانوس شناسی] گردابی از جریان های سطحی با مرکزی از آب سرد که آب گرم آن را احاطه کرده و جهت چرخش آن در نیمکرۀ شمالی خلاف عقربه های ساعت است
{cold-core ring} [اقیانوس شناسی] گردابی از جریان های سطحی با مرکزی از آب سرد که آب گرم آن را احاطه کرده و جهت چرخش آن در نیمکرۀ شمالی خلاف عقربه های ساعت است
💡 اگر اشارتِ بوسی کنم مکن منعم وگر به حلقۀ زلفت برم مبر دستم
💡 بجز در حلقۀ لاله نیایی گهر هایی که چشم ابر سفتست
💡 گفتم او را بلی بدین صفت است حلقۀ زلف خفتۀ جانان
💡 سلسلۀ گیسوی تو حلقۀ دلها است پیچ و خم موی تو دام آهوی چین است
💡 هرگز از حلقۀ عشّاق نبودم بیرون بلکه در سلسلۀ عشق مسلسل بودم
💡 روزگار از گردش خود سیر شد طوق بازو حلقۀ زنجیر شد