حصاد کردن

مترادف‌ها

درو کردن، برداشت کردن

متضادها

کاشتن

لغت نامه دهخدا

حصاد کردن. [ ح َ / ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درودن. بدرودن. درویدن. بدرویدن. درو کردن.

فرهنگ فارسی

درویدن

جمله سازی با حصاد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گرفتند داس از برای حصاد بشدجمع و زوخرمنی اوفتاد

💡 453-سوره انعام / 141. حصاد و حصاد بفتح و كسر: درو كردن حصد الزرع يعنىزراعت را درو كرد در المنجد آمده است من زرع الشر حصد الندامة هر كس بدىبكارد پشيمانى درو مى كند.

💡 گه روم، آسیا بگردانم گه بخرمن و زم، زمان حصاد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران