حسین اباد ساغری

لغت نامه دهخدا

( حسین آباد ساغری ) حسین آباد ساغری. [ ح ُ س ِ دِ غ ِ ] ( اِخ ) ده از دهستان زیراستاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود. 9هزارگزی جنوب شاهرود. چهارهزارگزی ایستگاه شاهرود. جلگه، معتدل. سکنه 200 تن. فارسی. آب آن از قنات. محصولات آنجا غلات، پنبه، انواع میوه جات. شغل اهالی زراعت و مختصر گله داری. راه مالرو و از طریق رویان اتومبیل میتوان برد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

( حسین آباد ساغری ) ده از دهستان زیراستاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود

جمله سازی با حسین اباد ساغری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن وین پرستاران معنی را، به گفتی شاد کن

💡 آن لاله نگر چو ساغری آمده خرد یک نیمه از آن صافی و یک نیمش درد

💡 کس چرا از دست دنیا ساغر محنت کشد؟ ساغری گیریم و دست از محنت دنیا کشیم

💡 زهره در مجلس ما رقص کند چون به نشاط ساغری از کف آن ماه منور گیریم

💡 ساغری در خورِ من نیست درین میکده‌ها ورنه تسبیحِِ ریا حلقهٔ مارست مرا

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز