لغت نامه دهخدا
حسی کباب. [ح ِ ی ِ ک ُ ] ( اِخ ) نام موضعی است. ( معجم البلدان ).
حسی کباب. [ح ِ ی ِ ک ُ ] ( اِخ ) نام موضعی است. ( معجم البلدان ).
نام موضعی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایکه طبیبی از سرم بگذر و حال من مپرس آتش من بهم مزن ورنه کباب میشوی
💡 نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آب که به مستی دل مرغان حرم کرده کباب
💡 ز گریه سرکشی افزود آن پریوش را که شعله ور کند اشک کباب، آتش را
💡 کباب باستیرما • کباب قابورقا • لوله کباب • کباب شیشلیک • کباب بغارساق
💡 ندانم اهلِ دلی در بلادِ ملکِ خراسان که دل بر آتشِ این امتحان کباب ندارد