حسن سزائی

لغت نامه دهخدا

حسن سزائی. [ ح َ س َ ن ِ س ِ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ لارنده. وی شیخ زاویه صوفیان گلشنی در ادرنه و متخلص به سزائی بود و در 1151 هَ. ق. درگذشت. دیوان ترکی دارد. ( هدیةالعارفین ج 1 ص 298 ).

جمله سازی با حسن سزائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با خویشتن بیندیش، ای دوست، تا بدانی کز فعل خویش هر بد هر زشت را سزائی

💡 ما را نداده ایام جز ناسزا سزائی جز محنت و بلائی

💡 از حجت گیر پند و حکمت گر حکمت و پند را سزائی

💡 از لحاظ تاریخی، شهر ته‌گو مرکز تجاری بخش‌های جنوبی شبه جزیره کره با سئول و پیونگ‌یانگ در شمال (در حال حاضر کره شمالی) بوده‌است، چرا که از موقعیت به سزائی بر خوردار بوده‌است. برخی از بزرگترین بازارهای سنتی مثل بازار سوم‌مون هنوز در این شهر می‌درخشد.

💡 فلک حشم ملکا محتشم گدای در تو ز همت است گدائی به التفات سزائی

💡 بلائیست این نفس کافر عبید گرش میتوانی سزائی بده

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز