لغت نامه دهخدا
حسن ذوالقدر. [ ح َ س َ ن ِ ذُل ْ ق َ ] ( اِخ ) حسن بیگ شاعر معاصر شفائی در قرن یازدهم و انسی یا دلیری تخلص میکرد. ( ذریعه ج 9 ص 107 و 242 ).
حسن ذوالقدر. [ ح َ س َ ن ِ ذُل ْ ق َ ] ( اِخ ) حسن بیگ شاعر معاصر شفائی در قرن یازدهم و انسی یا دلیری تخلص میکرد. ( ذریعه ج 9 ص 107 و 242 ).
یا حسن بیگ شاعر معاصر شفائی در قرن یازدهم و انسی یا دلیری تخلص می کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهابالدین بیگ ذوالقدر - (۱۴۷۳–۱۴۷۲)(۱۴۶۸–۱۴۶۵) یکی از حکام ذوالقدریان
💡 مرتضی کریمی از مربیان باسابقهٔ تکواندو و تیمهای ملی نیز دربارهٔ مهماندوست گفت: «حاضرم از مهماندوست در کادر فنی به عنوان بدنساز استفاده کنم»؛ «مهماندوست یادش بیاید آویزان من، ذوالقدری و پولادگر بود.»
💡 سرانجام پس از چند جلسه، دادگاه، نوابصفوی به همراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی به اعدام محکوم شد. حکم دادگاه در بامداد ۲۷ دی ۱۳۳۴ به اجرا درآمد. پیکر آنها را در مسگرآباد تهران به خاک سپردند.
💡 بهنوشتهٔ روزنامهٔ همشهری: «این سازمان بهدلیل عدم حضور ذوالقدری در کادر فنی فدراسیون تکواندو تأسیس گردید و تشکیلات مشخصی ندارد.»
💡 غلامحسن ذوالقدری دبیر وقت فدراسیون نیز استعفای او را شایعه دانست.