لغت نامه دهخدا
حسن دقاق. [ ح َ س َ ن ِ دَق ْ قا ] ( اِخ ) ابن علی بن محمد،مکنی به ابوعلی بغدادی شافعی. درگذشته 405 هَ. ق.او راست: کتاب الضحایا. ( هدیة العارفین ج 1 ص 274 ).
حسن دقاق. [ ح َ س َ ن ِ دَق ْ قا ] ( اِخ ) ابن علی بن محمد،مکنی به ابوعلی بغدادی شافعی. درگذشته 405 هَ. ق.او راست: کتاب الضحایا. ( هدیة العارفین ج 1 ص 274 ).
ابن علی بن محمد مکنی بابوعلی بغدادی شافعی اوراست کتاب الضحایا
💡 ابوعلی دقاق - قدس سره - گوید در آخر عمر چندان درد بر وی پدید آمده بود که آخر هر روز به بام برآمدی و روی بر آفتاب کردی و گفتی: ای سرگردان مملکت، امروز چون بودی و چون گذرانیدی، هیچ جای بر اندوهگین این حدیث تافتی؟ هیچ جای از زیر و زبر شدگان این واقعه خبر یافتی؟ هم از این جنس می گفتی تا آفتاب فرو شدی.
💡 پس از مرگ ملکشاه، سلطنت روم توسط قلج ارسلان یکم ادامه یافت؛ و در سوریه نیز به وسیلهٔ برادر ملکشاه، تتش یکم، که در ۱۰۹۵ درگذشت؛ پسران تتش، فخرالملک رضوان و دقاق بن تتش، هرکدام به ترتیب، حکومت حلب و دمشق را به ارث بردند، همچنین سوریه میان امیرهایی که با یکدیگر ستیزه داشتند، مانند کربغا، اتابک موصل؛ تکهتکه شد.
💡 به نوشته مادلونگ، علی بدین ترتیب صراحتاً مرجعیت دینی فراتر از ابوبکر و عمر، خلفای پیشین را برای خود مطرح کرد. به نوشته دقاق، نکتهٔ قابل توجه این است که در میان دلایلی که علی در کتاب نهج البلاغه برای بر حق بودنش ذکر میکند، اشارهای به غدیر خم نیست.
💡 دقاق معروف با نام تیمور یالیق، جد خاندان سلجوقی و پدر سلجوق بود. او یکی از فرماندهان نظامی ایالت اوغوز یابغو بود که یک سرزمین وسیع از سواحل شمالی دریای خزر تا مرزهای مغولستان و چین و دریاچهٔ خوارزم در مرکزش و مرزهای شمالی خراسان در جنوبش در بر میگرفت.
💡 در اين روز، سنه، 465، (شيخ ابوالقاسم عبدالكريم بن هوازن قشيرى صوفى )تلميذ و داماد (ابو على دقاق ) وفات كرد و در (نيشابور) نزديك قبر (ابو على) به خاك رفت و (قشيرى ) مؤ لف رساله كبيره (قشيريه ) است كه براى طوايفعرفاء و صوفيه نوشته است و قشير كزبير ابوقبيله من العرب.