لغت نامه دهخدا
حسن بارفروش. [ ح َ س َ ن ِف ُ ] ( اِخ ) ابن صفر بارفروشی، معروف به شیخ کبیر. درگذشته 1345 هَ. ق. او راست: حاشیه هایی چند بر کتب درسی و «حدیقة الشیعة» و جز آن. ( ذریعه ج 6 ص 387 ).
حسن بارفروش. [ ح َ س َ ن ِف ُ ] ( اِخ ) ابن صفر بارفروشی، معروف به شیخ کبیر. درگذشته 1345 هَ. ق. او راست: حاشیه هایی چند بر کتب درسی و «حدیقة الشیعة» و جز آن. ( ذریعه ج 6 ص 387 ).
ابن صفر. بارفروشی معروف به شیخ کبیر اوراست حاشیه هائی چند بر کتب درسی و حدیقه الشیعه و جز آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رضاقلیخان هدایت پس از فوت پدرش در سال ۱۲۱۸ قمری، به همراه مادرش به «بارفروش» (بابل کنونی) رفت. چرا که خویشاوندان مادرش اهل پازوار بارفروش بودند و در بارفروش میزیستند. وی در دوران کودکیاش ۸ سال در بارفروش زندگی کرد.
💡 پدرش سید ابوالقاسم موسویان رئیس صنف بارفروشان و از تجار گندم و جو بود و به عنوان نماینده اصناف در شورای عالی اصناف عضویت یافته و به طرفداری از دولت ملی دکتر مصدق شهرت داشت. او پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از فعالیتهای سیاسی و تجاری کنارهگیری نمود و خانه نشین گردید.
💡 با اعزام نیروهای جدید و تمام شدن آذوقه اهالی قلعه که از هفتهها قبل آخرین آذوقهها را نیز به پایان برده بودند، قلعه پس از چهار ماه محاصره سقوط کرد. گویا تعداد اسیر شدگان ۲۱۴ نفر بود اند که محمدعلی بارفروش نیز از آنجمله بودهاست. بجز تنی چند که گریختند، جمله بابیان را یک به یک شکم دریدند.
💡 همچنین بابلیهای مقیم تهران نیز خبرنامهای فرهنگی و هنری به اسم بارفروش را منتشر میکنند که البته مطالبش منحصر به بابل نیست و با هنرمندان و ادیبان استان مازندران مصاحبه میکند.
💡 گفتهٔ مؤلف مبنی بر اینکه یهودیان بیشتر از سیصد سال است که از ولایات مختلف به بارفروش رفتهاند دلیل بر این است که این شهر از اواخر قرن نهم مرکز داد و ستد بازرگانی مهمی در مازندران بودهاست.
💡 محال ثلاث در تقسیمات کشوری بخشی از استان مازندران محسوب میشد. مازندران پیش از قانون تشکیل مجلس و تصویب قانون ایالات و ولایات ۱۲۸۶ کشور بهصورت ایالتی و ولایتی اداره و به دوازده ولایت اصلی تقسیم میشد. براساس این قانون مازندران یکی از دوازده ولایت محسوب میشد و شهرهای عمده آن شامل آمل، استارآباد، اشرف، بارفروش، ساری، فرحآباد، تنکابن، کلارستاق، نور، سوادکوه و کجور بود.