حسرت اباد

لغت نامه دهخدا

( حسرت آباد ) حسرت آباد. [ ح َ رَ ] ( اِ مرکب ) جائی که جز حسرت در آن حاصل نشود. حسرتکده. حسرت خانه. آرمان خانه. || کنایت از دنیای فانی:
گر اهل معرفتی دل در آخرت بندی
نه در خرابه دنیا که حسرت آباد است.سعدی.

فرهنگ فارسی

( حسرت آباد ) جائی است که جز حسرت در آن حاصل نباشد حسرت خانه کنایه از دنیای فانی

جمله سازی با حسرت اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس، توجّه به حسرت رياكاران در روز قيامت، انسان را به مرز اخلاص ‍ نزديك مى كند.

💡 عید، هر کس را ز یار خویش چشم عیدی است چشم ما پر اشک حسرت دل پر از نومیدی است

💡 چو یارم ساخت با اغیار و من جان دادم از حسرت بگویید ای برادر آن بت ناسازگارم را

💡 حسرت برم از خسرو و فرهاد که در عشق نه زر به ترازویم و نه زور به بازو

💡 حسرت دیدار فیلمی به کارگردانی محرم زینال زاده و نویسندگی قاضی ربیحاوی محصول سال ۱۳۷۳ است.

💡 بارالها ما را از آن ندامت هاى مخفى و آشكار و از آن حسرت هاى سخت در تماممراحل نجات بده.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز