لغت نامه دهخدا
حره رماح. [ ح َرْ رَ ی ِ رُ ] ( اِخ ) موضعی است به دهناء. ( معجم البلدان ).
حره رماح. [ ح َرْ رَ ی ِ رُ ] ( اِخ ) موضعی است به دهناء. ( معجم البلدان ).
موضعی است به دهنائ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز رای و عزم تو گردون و دهر از آن ترسد که این کشیده سیوفست و آن زدوده رماح
💡 هرآنچه بر دل خصمت گذشته کج بوده مگر به روز نبرد تو در سهام و رماح
💡 نی ز آتش سوزد و اینان ز نیهای رماح دشمنان را آتش اندر دودمان افشاندهاند
💡 بگاه رزم ندانی رماح را ز ریاح بروز بزم ندانی تو مال را زر مال
💡 پشت او و پای او و گوش او و گردنش چون کمان و چون رماح و چون سنان و چون مجن
💡 عاجزند از بخشش تو هم نجوم و هم سپهر قاصرند از کوشش تو هم سیوف و هم رماح